ستاره بارون کن وداغون کن و
بیا حالمو دگرگون کن و برو
دیوونه بازی کن و نازی کن و
بیا باز دلو راضی کن و برو
موهاتو افشون کن بیا باز دلو
پریشون کن و برو
شیدا شو غوغا کن و
بیا آتیش و برپا کن و برو
نمون اینجا برو/نمون اینجا برو
این یه حس موندگار نیست برو
به این عشقا اعتبار نیست برو
نه گناه منه نه تقصیره تو
این زمونه سازگار نیست برو
نمون اینجا برو/نمون اینجا

نوشته شده توسط ملکه تنها در پنجشنبه هفتم آبان 1388 ساعت 0:22 موضوع | لینک ثابت
<< ۱۵مرداد >>
<< تولدم مبارک>>

نوشته شده توسط ملکه تنها در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 ساعت 21:58 موضوع | لینک ثابت
Love is like the ocean/burning in devotion
When you go go go oh no
Feel my heart is burning/when the night is turning
I will go go go oh no
Baby I will love you
every night and day
But I have to say
No face /no name/no number
your love is like a thunder
Im dancing on a fire/burning in my heart
oh girl((boy))Im not a hunter
your love is like desire/burning in my soul
oh love is like the heaven/its so hard to find
feel your dreams are flying/dreams are never dieing
your love is like a river/flowing in my mind
your eyes tells a story/baby oh dont worry
baby cause I love you
forever and a day
baby I kiss you but Idont......... I cant
HEY I LOVE YOU
نوشته شده توسط ملکه تنها در شنبه پنجم بهمن 1387 ساعت 22:32 موضوع | لینک ثابت
سکوتم
پر از
راز
پرواز است

نوشته شده توسط ملکه تنها در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 ساعت 18:43 موضوع | لینک ثابت
زندگی رسم خوشایندی است![]()
زندگی بال وپری دارد با وسعت مرگ![]()
پرشی دارد اندازه ی عشق
زندگی چیزی نیست![]()
که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود![]()
زندگی تجربه شپره در تاریکی است![]()
زندگی حس غریبی است![]()
که یک مرغ مهاجر دارد![]()
زندگی مجذور آینه است![]()
زندگی گل به توان ابدیت![]()
زندگی ضرب زمین درضربان دل ما![]()
زندگی هندسه ساده ویکسان نفسهاست![]()
زندگی آبتنی کردن در حوضچه اکنون است![]()
رخت ها را بکنیم![]()
آب در یک قدمی است![]()
نوشته شده توسط ملکه تنها در جمعه پانزدهم آذر 1387 ساعت 18:21 موضوع | لینک ثابت
<<خوب بودن>>به خدا سهل ترین کار است
که چرا انسان تا این حد باخوبی بیگانه است

دعا که یادتون نرفته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نوشته شده توسط ملکه تنها در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 ساعت 21:28 موضوع | لینک ثابت
آهای همیشه وهنوزه قلبم
یه بار شده سراغمو بگیری
سراغ درد وداغمو بگیری
جای اینکه تشنه ی خونم باشی
یه بار شده دل نگرونم باشی
اما با این همه نامهربونی
کاشکی بفهمی که عزیز جونی
یار قشنگ دلم/بیا که تنگ دلم
تا کی با دلتنگی باید بجنگه دلم
من از تو بی خبرم تواز همه دنیا
نمی دونی بی توپرازغمه دنیا
خنده رو از روی لبم گرفتی
عشقمو خیلی دست کم گرفتی
حیف نبود به جای حق شناسی
این همه بی وفایی ناسپاسی
خوب می دونم غریبه ای با دلم
از تو یه دنیا فاصله ست تا دلم
امابازم می خوام که برگردی و
تموم کنی این همه نامردیو
نوشته شده توسط ملکه تنها در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 ساعت 0:14 موضوع | لینک ثابت
کجاس بگو
اون که برات میمرده کو
اون که قسم می خورده که دوست داره
اما به جاش بایه قسم هر چی که داشتی برده کو
تنهاشدی
باز تف سربالاشدی
گذاشت ورفت
دیدی ((دوست))نداشت ورفت
کجاس بگو
اون که برات میمرده وهرچی که داشتی برده کو
اون که یه باره آمد وآتیش به زندگیت زده و ازت برید
اون که دله ساده و تنهاتو به صلابه کشید
یادت باشه منتظر اون که می گه دردتومی دونه نشی
حرفاشو باور نکنی..........
هرکی بیادنمک به زخمت می زنه
ساده ی دلداده ی من گول نخوری
دوباره دیووووونه نشی!!!!!!!!!!!

نوشته شده توسط ملکه تنها در جمعه هفدهم آبان 1387 ساعت 18:13 موضوع | لینک ثابت
اگرچه تنهاتر از ما می روی
آرزو دارم ولی عاشق شوی
آرزو دارم بفهمی درد را
تلخی برخوردهای سرد را
من پذیرفتم که عشق افسانه است
این دل دردآشنادیوانه است
می روم شاید فراموشت کنم
با فراموشی هم آغوشت کنم
گفتم فراموشت کنم شاید بری از خاطرم
شاید نداردبعد از این باید فراموشت کنم

نوشته شده توسط ملکه تنها در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 ساعت 14:48 موضوع | لینک ثابت
((زندگی توالی درسهایی است که می بایست زنده بود تا درکشان کرد.))
((چه جسمتان را دوست داشته باشید یا از آن متنفر باشید باید بدانید که در طول زندگی در دنیای خاکی با شماست.))
((هیچ کس نمی تواند بدون رضایت خودتان شما را به احساس حقارت وادار کند.))
((گریه می کردم که کفش ندارم مردی را دیدم که پا نداشت.))
من فردی هستم که خیلی کم دلتنگی هام را بروز می دم و هیچ وقت تنها نیستم و دوستای زیادی دارم ولی الان دوست دارم تنها باشم هیچ وقت تنها نبودم ولی الان می خوام تنهای تنها باشم خسته شدم انگار یه چیزی گم کردم می خوام برم یه جای دور از زندگی روزمره حالم به هم می خوره از خنده های زورکی..... می خوام برم یه جایی که ساده و ساکت باشه.اسم وبم را گذاشتم ((زندگی با عشق چه زیباست))اسم کتاب لئو بوسکالیاو ترجمه ی تور اندخت تمدن. خیلی کتاب پر محتوایی است پیشنهاد می کنم حتما بخونیدش .

نوشته شده توسط ملکه تنها در پنجشنبه چهارم مهر 1387 ساعت 10:13 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

در این دنیا یک چیز قطعی است وآن این که هیچ چیز قطعی نیست.
((باید امشب بروم
من که ازبازکردن پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم
حرفی از جنس زمان نشنیدم
هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود
کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد
هیچ کس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت
باید امشب بروم
بایدامشب چمدانی راکه به اندازه پیرهن تنهایی من جاداردبردارم
وبه سمتی بروم که درختان حماسی پیداست.))
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
نوشته های پیشین
درباره وبلاگ

در این دنیا یک چیز قطعی است وآن این که هیچ چیز قطعی نیست.
((باید امشب بروم
من که ازبازکردن پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم
حرفی از جنس زمان نشنیدم
هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود
کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد
هیچ کس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت
باید امشب بروم
بایدامشب چمدانی راکه به اندازه پیرهن تنهایی من جاداردبردارم
وبه سمتی بروم که درختان حماسی پیداست.))
فهرست اصلی
طراح قالب
POWERED BY
جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ